تبلیغات
هویدا
قالب وبلاگ
هویدا
مرگ بر آمریکا 
نویسندگان
نظر سنجی
آیا از این وبلاگ و فعالیت آن راضی هستین!((دوست دارم راستشو بگیا))؟







ازدواج هویدا

امیر عباس هویدا نخست وزیر وقت، روز ۲۹ تیر ۱۳۴۵ در مراسمى با حضور شاه، ملكه و پنج تن دیگر، با لیلا امامى ازدواج كرد. این مراسم بسیار ساده، در ویلاى كوچك نخست وزیر در شمال برگزار شد و سادگى آن مورد استقبال مطبوعات قرار گرفت. اما مخالفان هویدا انگیزه هاى مختلفى براى ازدواج او برشمردند، از جمله گفتند او به قصد خنثى كردن شایعات موجود در مورد همجنس باز بودنش ازدواج مى كند یا قصدش، وصلت با خانواده اى است كه پنج نخست وزیر از آن برخاسته است.

لیلا امامى نوه دخترى وثوق الدوله و فرزند نظام الدین امامى (پسر یك روحانى سرشناس) بود. او در انگلستان و آمریكا تحصیل كرده و معمار شده بود. خواهرش فریده با حسنعلى منصور ازدواج كرد و لیلا در جشن عروسى آنها با دوست صمیمى منصور، امیرعباس هویدا آشنا شد. هویدا همان شب به لیلا دل بست و مدتى بعد به او پیشنهاد ازدواج كرد اما لیلا كه دل در گرو مردى دیگر داشت، پیشنهاد او را رد كرد. مرد مورد نظر لیلا، جوانى آمریكایى بود كه در دوران دانشجویى در لس آنجلس با او آشنا شده بود. عشق لیلا به این مرد سرانجامى نیافت. هویدا و لیلا به واسطه منصور و همسرش مدام یكدیگر را مى دیدند و هویدا در این دیدارها معمولاً به لیلا توجه و احترام نشان مى داد، هرچند لیلا علاقه ویژه اى به او پیدا نكرد.

• دوستى و ازدواج

منصور اواسط اسفند ۱۳۴۲ از سوى شاه مأمور تشكیل كابینه شد و هویدا را به وزارت دارایى منصوب كرد. هویدا در «كانون مترقى» و حزب ایران نوین كه رهبرى آن را منصور به عهده داشت، نقش نظریه پرداز را ایفا مى كرد و شخص دوم محسوب مى شد. او بلندپروازى منصور را نداشت و محتاط تر بود. در این دوران نیز روابط دوستانه هویدا و لیلا ادامه داشت. یك بار در تابستان ۱۳۴۳ اتومبیل حامل هویدا، منصور، لیلا و فریده كه لیلا آن را مى راند در جاده شمال تصادف كرد. پاى هویدا در این حادثه آسیب دید و او مدتى در بیمارستان بسترى شد.

لیلا (كه لابد خود را مقصر مى دانست) در مدت بسترى او در بیمارستان و دوران نقاهت در منزل مدام به هویدا سر مى زد و این فرصتى براى وزیر پركار دارایى فراهم آورد تا ساعت هاى طولانى را با لیلا بگذراند. لیلا در این دوره براى نخستین بار «آقاى هویدا» را «امیر» صدا زد. منصور، روز اول بهمن همان سال در مقابل مجلس هدف تیراندازى محمد بخارایى قرار گرفت و به شدت مجروح شد. او تا روز ششم بهمن در بیمارستان، بین مرگ و زندگى دست وپا زد. همسرش فریده به شدت عصبى و پرخاشگر شده بود و عقیده داشت شاه در ترور منصور دست داشته است. آرام كردن فریده از دشوارترین وظایفى بود كه هویدا در آن چند روز به عهده گرفت.

او عملاً به بیمارستان نقل مكان كرد و تمام مدت آنجا بود. هویدا در مدتى كه منصور در بیمارستان بسترى بود و پس از مرگ او، با آرامش و مهربانى بدخلقى هاى همسر دوستش را (كه گاهى رفتارى توهین آمیز با او داشت) تحمل كرد. چندى بعد خانواده امامى تصمیم گرفت فریده را براى مدتى از ایران دور كند، بنابراین لیلا به همراه فریده و بچه هایش راهى اروپا شد و مدت زیادى آنجا ماند. هویدا كه دیگر نخست وزیر شده بود، ترتیبى داد كه دولت با تصویب مجلس براى خانواده نخست وزیر پیشین مقررى قابل توجهى در نظر بگیرد.

لیلا در اروپا نامه هاى عاشقانه اى از هویدا دریافت مى كرد كه به زبان انگلیسى و با لحن رمانتیك نوشته شده بود. او لحن و شیوه نامه نگارى هویدا را نمى پسندید اما دو سه روز پس از بازگشت به ایران به دیدار او رفت و بى مقدمه به او پیشنهاد ازدواج كرد! هویدا حیرت زده شد ولى فوراً پذیرفت. قرار عروسى را براى هفته بعد در شمال گذاشتند. نخست وزیر ۴۷ ساله ازدواج مى كرد.

• سقوط

لیلا انگیزه خود را براى ازدواج با هویدا، قدرشناسى مى دانست. او و خانواده امامى احساس مى كردند تا حدودى مدیون مهربانى و بردبارى هویدا نسبت به فریده هستند و لیلا كه به تلخى و صراحت شهره بود، پذیرش عشق هویدا را نوعى اداى دین به او مى دانست. اما هویدا براى ازدواج انگیزه هاى متفاوتى داشت. پیش از هر چیز او عاشق لیلا بود. عشق او اگر چه شور و حرارت عشق جوانى را نداشت، دوام و عمق فراوان داشت و این خاصیت، آن را به «دوستى» نزدیك مى كرد. هویدا علاوه بر این، به دلایل روشنى براى ازدواج تحت فشار بود. مدت ها از آغاز دوران میانسالى او مى گذشت.

به یاد مى آورد هنگامى كه منصور در مراسم معرفى كابینه اش به شاه، او را به عنوان وزیر دارایى معرفى كرد، شاه به شوخى گفته بود «باید ازدواج كنید». بعد هم كه نخست وزیر شد، به خاطر مجرد بودنش زیاد متلك مى شنید. سناتور متین دفترى یك بار در مجلس سنا گفته بود نخست وزیر باید زن بگیرد تا با چند و چون مخارج یك خانواده ایرانى آشنا شود. مخالفانش نیز از شایعات مربوط به ناتوانى جنسى یا انحراف او به عنوان ابزارى قدرتمند استفاده مى كردند.

زندگى زناشویى هویدا حدود ۵ سال ادامه یافت. در این مدت هویدا از یك سیاستمدار اصلاح گرا و امیدوار به یك نخست وزیر مأیوس و تلخكام كه كاملاً تحت فرمان شاه بود بدل شد. او چنانكه خود نیز تلویحاً مى پذیرفت به قدرت معتاد شده بود، به رغم سلامت مالى كم نظیر و منش منحصر به فردش، براى حفظ قدرت تن به شرایطى مى داد كه لیلا را عصبانى مى كرد. لیلا كج خلق تر شد و حتى گاهى در حضور دیگران با هویدا بدرفتارى مى كرد.

او كم كم به این نتیجه رسید كه براى حفظ دوستى اش با هویدا، باید از او طلاق بگیرد. بار دیگر بدون مقدمه این پیشنهاد را مطرح كرد و باز هویدا حیرت زده شد. مدتى بعد او هم نظر لیلا را پذیرفت و اوایل سال ۱۳۵۰ تشریفات طلاق انجام شد. دوستى هویدا و لیلا البته، ادامه یافت و گل اركیده معروف روى یقه نخست وزیر، هدیه اى بود كه هر روز لیلا برایش مى فرستاد. هویدا همیشه مى گفت: لیلا از من جدا نشد، نخست وزیر را طلاق داد.


منبع : www.aftabir.com


 


برچسب ها: ازدواج هویدا، هویدا، ازدواج،
[ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 07:36 ب.ظ ] [ hoveida ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


مرگ بر آمریکا

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :