تبلیغات
هویدا
قالب وبلاگ
هویدا
مرگ بر آمریکا 
نویسندگان
نظر سنجی
آیا از این وبلاگ و فعالیت آن راضی هستین!((دوست دارم راستشو بگیا))؟







زندگی و زمانه هویدا

18 فروردین 1358 امیرعباس هویدا مشهورترین نخست وزیر دوران پهلوی دوم‌، درپی یك محاكمه علنی اعدام شد.
هویدا، سیاستمداری كه طولانی‌ترین دوران نخست وزیری را در خلال تاریخ مشروطیت به خود اختصاص داده بود، 1298 ش. در تهران متولد شد. پدرش حبیب الله ـ عین الملك‌ـ كارمند وزارت امور خارجه، و كارشناس اداره عربی این وزارتخانه و سپس وزیر مختار ایران در عربستان بود. امیرعباس هویدا هنگام مأموریت پدرش در لبنان در مدارس بیروت ثبت نام كرد و در مدت اقامت در این شهر زبانهای عربی و فرانسه را فراگرفت‌. پس از خاتمه تحصیلات متوسطه در بیروت‌، راهی اروپا شد ودر تابستان 1320 ش. از دانشگاه بروكسل در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفت. هویدا در كشاكش جنگ دوم جهانی از اروپا به ایران بازگشت و ابتدا جهت انجام خدمت وظیفه به دانشكده افسری رفت و سپس در شهریور 1322 در وزارت امور خارجه كه در آن زمان توسط محمد ساعد مراغه‌ای اداره می‌شد استخدام شد. او از بهمن 1323 به اداره سوم سیاسی این وزارتخانه منتقل شد و در اول مرداد 1324 به عنوان وابسته سفارت رهسپار فرانسه شد.
احسان طبری از رهبران حزب توده در كتاب «كژراهه‌» نوشته است كه هویدا در مأموریت فرانسه با حزب توده نیز مرتبط گردید و با ایرج اسكندری آشنا شد. از سوی دیگر هویدا در وزارت خارجه با حسنعلی منصور نیز كه ریاست اداره چهارم این وزارتخانه را برعهده داشت‌، دوستی عمیقی پیدا كرد.
پنج ماه از اقامت هویدا در پاریس نگذشته بود كه وی به اتفاق حسنعلی منصور و عده‌ای دیگر به جرم قاچاق مواد مخدر توسط پلیس فرانسه دستگیر شدند، اما با وساطت دربار پهلوی رهایی یافتند. این رسوایی در مطبوعات داخلی نیز انعكاس داشت‌.1
هویدا در اول آبان 1325 كارمند دفتر حفاظت منافع ایران در آلمان و اول فروردین 1328 كارمند كنسولگری ایران در اشتوتگارت شد. در این سالها وزیر مختار ایران در آلمان عبدالله انتظام پسر میرزا محمدخان انتظام السلطنه فراماسون قدیمی بود؛ كسی كه بعدها وزیر خارجه و رئیس هیأت مدیره شركت ملی نفت ایران شد. او در این هر دو سمت‌، هویدا را به همكاری خود برگزید. در اسفند 1329 عبدالله انتظام در كابینه حسین علاء وزیر خارجه شد و هویدا را به عنوان منشی خصوصی خود برگزید. هویدا سپس در دولت مصدق معاون اداره سوم وزارت خارجه شد. چند ماه بعد نیز در 29 مهر 1330 هویدا به دعوت كمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد مأمور خدمت در این سازمان شد و مدت 5 سال نزد «وان هك گدهارت‌» كمیسر عالی پناهندگان سازمان ملل كه از فراماسونهای مشهور فرانسه نیز بود در ژنو ماند.
هویدا در اسفند 1335 رایزن سفارت ایران در آنكارا شد. این درحالی بود كه رجبعلی منصور پدر حسنعلی منصور دوست صمیمی هویدا، سفیر ایران در تركیه بود و این رابطه سبب افزایش منزلت هویدا در سفارت ایران در آنكارا گردیده بود. پس از چندی عزیمت رجبعلی منصور به اروپا جهت معالجه موجب شد هویدا سرپرستی سفارت ایران در تركیه را تا زمان معرفی سفیر جدید بر عهده بگیرد؛ اما این مدت دو ماه بیشتر به طول نینجامید وانتصاب سرلشكر حسن ارفع به سفارت ایران در تركیه كه یك نظامی بود، سبب برهم خوردن مناسبات وی باهویدا شد.
حضور نامنظم هویدا در سفارت‌، ارتباط گسترده وی با شبكه بهائیان تركیه كه سبب هشدار مقامات آن كشور به سرلشكر ارفع شده بود و مهمتر از این دو عامل‌، فعالیت‌های جاسوسی هویدا در تركیه2موجب برخوردهایی میان وی با ارفع و زمینه ساز انتقال او به تهران شد.
هنگام بازگشت هویدا به تهران عبدالله انتظام‌، مراد وحامی او مدیرعامل شركت ملی نفت بود. از این رو به تقاضای او هویدا مأمور خدمت در شركت ملی نفت شد. او ابتدا مدیر اداری شركت نفت بود ولی به سرعت ترقی كرد ودر 1337 به عضویت هیأت مدیره شركت درآمد. او در 1338 با «ساواك‌» نیز مرتبط شد و به عضویت این سازمان درآمد.
در 1340 ش. حسنعلی منصور به پیشنهاد امریكایی‌ها تشكیلاتی به نام «كانون مترقی‌» به وجود آورد. این تشكیلات كه بعدها به حزب «ایران نوین‌» تغییر نام داد، با پوشش كمك به اصلاحات ارضی و اصلاحات اقتصادی و سیاسی در كشور به وجود آمده بود و در آن جمعی از نخبگان و تحصیلكردگان دانشگاه‌های امریكا و اروپا شركت داشتند. هویدا نیز به دلیل سابقه دوستی با حسنعلی منصور از ابتدا وارد این تشكیلات شد. وی از طریق منصور با شبكه فراماسونری نیز مرتبط گردید. دوستی هویدا با نامبرده موجب شد هنگامی كه منصور در اسفند ۱۳۴۲به نخست وزیری رسید، وی وارد كابینه شده و وزارت دارایی را بر عهده‌ گرفت. حسنعلی منصور در اول بهمن 1343 توسط یكی از اعضای هیأتهای مؤتلفه اسلامی ـ شهید محمد بخارایی ـ در مقابل مجلس شورای ملی كشته شد و هویدا در هفتم همان ماه در حكمی غیرمنتظره مأمور تشكیل كابینه شد. این در حالی بود كه هویدا تنها یك دوره 11 ماهه سابقه اجرایی در وزارت خارجه داشت‌. گرچه بااین حكم‌، هویدا ریاست دولت ایران را دریك دوره 13 ساله برعهده گرفت، اما به تصریح مورخین وی در این مدت نقش یك منشی و مجری مطیع اوامر شاهانه را برعهده گرفته بود. در دوران نخست وزیری هویدا، شاه فرمانروای مطلق كشور بود و نه فقط مسایل مربوط به سیاست خارجی و امور دفاعی را شخصاً اداره می‌كرد، بلكه در جزئیات امور داخلی كشور نیز مداخله می‌نمود. وزیران مهم كابینه و مقامات ارشد دولتی مستقیماً به شاه گزارش می‌دادند و مستقیماً از او دستور می‌گرفتند. جلسات هیأت دولت‌، اغلب جنبه تشریفاتی داشت و مصوباتی كه قبلاً تهیه و تنظیم شده و از سوی شاه لازم الاجرا شناخته شده بود، به امضای وزیران می‌رسید. نقش هویدا غالباً در رسیدگی به اموری خلاصه می‌شد كه شاه به او ارجاع می‌كرد. وی در مسایل سیاست خارجی‌، دفاعی و نفتی مطلقاً دخالتی نداشت و این امور تحت نظارت مستقیم شاه بود. هویدا خود یكی از چهره‌های سرشناس بهایی و از اعضای فعال فراماسونری بوده و بسیاری از دولتمردان كابینه وی نیز عضو لژهای مختلف فراماسونری بودند.
سالهای صدارت هویدا كه به دوران ثبات سلطنت پهلوی گره خورده بود، سالهای اوج‌گیری فساد وتباهی و یكه‌تازی شاه محسوب می‌شود. در دوران نخست وزیری هویدا پیوندهای نهان و عیان دربار پهلوی با محافل قدرتمند و چپاولگر غرب و صهیونیسم جهانی به مستحكم‌ترین شكل خود رسید و شاه در صحنه بین‌المللی به مثابه یك دیكتاتور بلندپرواز و در منطقه به عنوان استوارترین دوست غرب ظاهر شد. شاه، در كشوری كه فساد و تباهی آن را به كام انحطاط كشیده بود، فرارسیدن «دروازه‌های تمدن بزرگ‌» را اعلام می‌كرد. در این دوران، اگرچه در افكار عمومی هویدا چهره‌ای مسلوب الاختیار و فاقد استقلال شخصیتی شناخته می‌شد، اما خود نیز مشوق شاه در تداوم مفاسد حكومتی در ابعاد گوناگون و توجیه‌گر خیانتهای وی در كشور بود و عملاً زمینه‌های لازم برای این جنایتها را بوجود آورده بود.
هویدا نخست وزیری بود كه با حضور او شاه می‌توانست خود را در قدرتی مطلقه و بر فراز قانون اساسی مشروطه نمایش دهد. دولت هویدا ضمن ترسیم چهره‌ای توانا و باثبات از رژیم شاه در منطقه و در صحنه بین المللی، بانی برگزاری جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی در ایران بود. مبلغ عظیمی از بودجه كشور صرف برگزاری این جشنها شد، درحالی كه اكثر روستاهای كشور از نعمت برق و آب برخوردار نبودند.
امیرعباس هویدا كه سه ماه پس از تبعید امام خمینی(ره) به تركیه، مأمور تشكیل كابینه شد، سرانجام پس از حدود 13 سال، در 15 مرداد1356 از نخست وزیری بركنار شده و وزیر دربار گردید.. در آن زمان، امیر اسدالله علم ـ وزیر دربارـ به دلیل ابتلاء به بیماری سرطان در بیمارستانی در نیویورك بستری بود. با انتصاب هویدا به وزارت دربار، منصب نخست وزیری به جمشید آموزگار واگذار شد.
مسئولیت وزارت دربار هویدا چندان به طول نیانجامید و وی یكسال بعد با اوجگیری مبارزات مردمی، به پیشنهاد ازهاری ـ نخست وزیر وقت ـ و با موافقت شاه و برای آرام كردن افكار عمومی، در هفتم آبان 1357 بازداشت و به جرم مساعدت در اختناق و نابسامانی‌های سیاسی و اقتصادی كشور روانه زندان شد. هویدا كه تا پیروزی انقلاب در میهمانسرای ساواك تحت مراقبت بود، پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌، دستگیر شده، ابتدا به مدرسه علوی و سپس به زندان قصر انتقال یافت. او در زندان قصر محاكمه شد و به جرم معاونت درجنایات‌، خیانتها، چپاولگریها و مفاسد اداری و اخلاقی و سیاسی رژیم پهلوی و زمینه سازی در تعمیق این مفاسد در 13 سال آخر حیات رژیم پهلوی دوم، در 18 فروردین 1358 اعدام شد. این اعدام خشم محافل امریكایی‌، صهیونیستی‌، اروپایی و شبكه جهانی فراماسونری و بهائیت را به همراه داشت‌.
پی نویس‌:
1ـ به روزنامه كیهان مورخ 14 و 19 بهمن 1325؛ مجله خواندنیها؛ سال هفتم شماره 49؛ مرد امروز سال پنجم شماره‌های 93 و 94 مراجعه شود. (ظهور و سقوط سلطنت پهلوی؛ ارتشبد حسین فردوست‌؛ ج دوم‌؛ ص 369؛ انتشارات مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی‌. )
2ـ هویدا در طول مدت اقامت خود در تركیه از طریق آشنایی با منشی سفارت انگلیس در آنكارا اسنادی را رونوشت برداری می‌كرده و به سفارت امریكا در آن كشور انتقال می‌داده است (فصلنامه مطالعات تاریخی‌؛ شماره 2؛ بهار 1383؛ از انتشارات مؤسسه مطالعات پژوهشهای سیاسی‌.)

منبع : www.ir-psri.com


برچسب ها: هویدا، زندگی و زمانه هویدا، زمانه هویدا،
[ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 08:28 ب.ظ ] [ hoveida ]
نظرات
[ پنجشنبه 11 اسفند 1390 ] [ 05:07 ب.ظ ] [ hoveida ]
نظرات
[ دوشنبه 8 اسفند 1390 ] [ 10:46 ب.ظ ] [ hoveida ]
نظرات

پست‌ها

  • کارمند دولت
  • کارمند وزارت خارجه
  • کاردار کنسولگری ایران در فرانسه - آلمان - هلند - بلژیک
  • منشی دولت
  • نخست وزیر
  • وزیر دربار

منبع : ویکی پدیا


برچسب ها: پست‌ها، امیرعباس هویدا،
[ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ hoveida ]
نظرات

امیرعباس هویدا به حکم صادق خلخالی به اعدام محکوم شد و در راه جوخه‌ی آتش با شلیک یکی از پاسداران از پشت جان باخت و پیکر بی‌جانش مدتی بعد با هویتی غیر واقعی در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

در این روز در سال ۱۳۵۸ امیر عباس هویدا در پایان دومین جلسه محاكمه در دادگاه انقلاب به اعدام محكوم شد و حكم، دقایقی بعد در محوطه زندان قصر در باره او به اجرا درآمد و تیرباران شد. نخستین جلسه محاكمه هویدا ۲۴ اسفند ماه برگزار شده بود. هویدا باور نمی كرد كه اعدام شود. مهندس بازرگان نخست وزیر وقت از خارج تحت فشار قرار گرفته بود كه مانع اعدام هویدا شود و به همین سبب قاضی شرع در جریان دومین جلسه محاكمه هویدا تلفن های زندان قصر را از كار انداخته بود كه به او تلفن و سفارش نشود. هویدا ۱۳ نزدیک به سال نخست وزیر ایران بود.

منبع : irlister.com


برچسب ها: چگونگی مرگ، مرگ، صادق خلخالی،
[ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 08:55 ب.ظ ] [ hoveida ]
نظرات

دیدگاه‌های دینی

هویدا بارها اتهام بهایی بودن را که از سوی مخالفان مذهبی حکومت و در زمان اوج گیری انقلاب ۱۳۵۷ ایران مطرح شده بود را رد کرد و به مسلمان بودن خود اشاره کرد.[۷]

امروزه کسانی که مدعی هستند هویدا همچون پدرش حبیب الله عین الملک پیرو دین بهائی بوده به اسنادی از ساواک استناد می‌کنند که بهائیان تمامی آن اسناد را جعلی و ساختگی می‌دانند.[۸] دلایل هر دو گروه در ذیل آمده‌است.

 سند نخست

این سند، ظاهراً نامه‌ای از یکی از سران جامعه بهائی بنام قاسم افشاری به مناسبت تصادف هویدا در جاده شمال و شکستگی پای او، برای فرهنگ مهر است که در آن تاسف خود را ابراز داشته‌است:

«جناب آقای دکتر فرهنگ مهر معاون محترم وزارت دارائی:
بمناسبت پیشامدی که برای جناب آقای هویدا وزیر محترم دارائی رخ داده خواهشمند است مراتب تاثر و تاسف اینجانب وبرادرانم را به عموم هم مسلکان و بخصوص جناب آقای ثابت پاسال مدیر محترم تلویزیون ایران که بزرگترین خدمتگزار فرقه ما هستند ابلاغ فرمائید.
احترامات فائقه را تقدیم می‌دارد
قاسم افشاری»

نکتهٔ اولی که به نظر می‌رسد این است که این مدرک، بهائی بودن هویدا را ثابت نمی‌کند کمترین ارتباطی به باورها و گرایش‌های دینی هویدا ندارد. سند بالا در صورت اصلی بودن بیان می‌دارد که یک نفر زیر دست بهائی تاثر خود را از تصادف هویدا به رئیسش ابلاغ کرده‌است. نکتهٔ دیگری که برای جعلی بودن سند می‌تواند مدرکی باشد این است که ممکن نیست که یکی از سران جامعهٔ بهائی دین خود را «فرقه» و یا «مسلک» بخواند ولی این واژه‌ها غالبا در میان مخالفان دین بهائی و یا به قول بهائیان، بهائی‌ستیزان رواج دارد.

 سند دوم

این سند، گزارش ساواک از جلسه بهائیان ناحیه ۲ شیراز می‌باشد:

«جلسه‌ای با شرکت ۱۲ نفر از بهائیان ناحیه ۲ شیراز در منزل آقای هوشمند و زیر نظر آقای فرهنگی تشکیل گردید. پس از قرائت مناجات شروع و خاتمه و قرائت صفحاتی از کتاب لوح احمد و ایقان آقایان فرهنگی و محمدعلی هوشمند پیرامون وضعیت اقتصادی بهائیان در ایران صحبت کردند. فرهنگی اظهار داشت: بهائیان در کشورهای اسلامی پیروز هستند و می‌توانند امتیاز هر چیزی را که می‌خواهند بگیرند. تمام سرمایه‌های بانکی و ادارات و رواج پول در اجتماع ایران مربوط به بهائیان و کلیمیان می‌باشند... شخص هویدا بهائی‌زاده‌ است. عده‌ای از مامورین مخفی ایران که در دربار شاهنشاهی می‌باشند می‌خواهند هویدا را محکوم کنند، ولی او یکی از بهترین خادمین امرالله‌ است و امسال مبلغ ۱۵ هزار تومان به محفل ما کمک نموده‌ است. آقایان نگذارید کمر مسلمانان راست شود...»

دلایلی که برای جعلی بودن این سند به نظر می‌رسد می‌شود از آنها نام برد این گونه‌ است:

  1. پس از خواندن مناجات خاتمه این صحبت‌ها رد و بدل می‌شود. گویا سازنده این سند بر این باور است که خاتمه نام مناجاتی است که در دین بهائی وجود دارد. بهائیان به مناجاتی، «مناجات خاتمه» می‌گویند که پس از ختم جلسه و برای خاتمه آن خوانده می‌شود.
  2. تعداد افراد محفل بهائی ۹ نفر است و نه ۱۲ نفر.
  3. لوح احمد، یکی از الواح نوشته‌شده توسط بهاءالله، شارع دین بهائی، لوحی است که نهایتا در بهترین حالت و بزرگترین فونت ۲ یا ۳ صفحه‌ است، بنابراین احتمالا این جمله صحیح نمی‌باشد: «صفحاتی از کتاب لوح احمد».
  4. در رابطه با ایقان یکی از آثار بهاءالله، گویا نویسنده اطلاع از محتویات ایقان نداشته و صرفاً آن را به عنوان یک کتاب مذهبی می‌شناسد. به نظر بهائیان تا به حال دیده نشده‌است که برای شروع یک جمع بهائی قسمتهائی از ایقان خوانده شود، زیرا محتویات ایقان ارتباطی با شروع و خاتمه یک جمع ندارد.

سندهایی که مسلمان بودن هویدا را نشان می‌دهد

با این همه به نظر می‌رسد محیط خانوادگی کودکی هویدا فاقد اشاره‌ای به دین بهائی بوده به طوریکه برادر امیر عباس یعنی فریدون هویدا می‌گوید من برای بار اول در ۱۴ سالگی (پس از مرگ پدر و آنهم از یک دوست) کلمه بهائی بگوشم خورد.

خود او پیش از نخست‌وزیری و در دوران نخست‌وزیری و پس از آن در هنگام زندان و محاکمه و حتی تا پای اعدام صریحا خود را فردی مسلمان و مسلمان‌زاده می‌دانسته و هرگز ادعای بهائی بودن نکرده‌بود. کیفر خواست رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران و دادگاه انقلاب نیز صحبتی از بهائی بودن او نمی‌کند. دادگاه انقلاب در ارائه متن محاکمه و مجازات اعدام هم ایشان را فردی مسلمان معرفی کرده بود و این سند در جرائد روز ایران منتشر گشته و در دسترس همگان است.[نیازمند منبع]

همچنین تاریخدان معاصر دکتر عباس میلانی در کتاب خود در بیوگرافی و زندگی‌نامه وی «معمای هویدا (The Persian Sphinx)» هم پس از مطالعه اسناد و شواهد تاریخی و مصاحبه‌های وی، ادعای هویدا و دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی را تایید کرده بر مسلمان بودن (ویا بهائی نبودن) ایشان صحه می‌گذارند.[نیازمند منبع]

نامه‌ای سیاسی و اعتراض آمیز هم از خمینی به هویدا در دست است که در دههٔ ۱۹۶۰ نوشته شده و او هم هویدا را بهائی نمی‌خواند.

دراسناد رسمی ساواک جزو مشخصات هویدا تحت مذهب درج شده «اسلام».

در مورد بهائی نبودن هویدا در یکی از گزارشهای ساواک به سال ۱۳۵۷ می‌توان مورد دقیقتری یافت. این سند، بررسی نهایی و کامل ساواک در این مورد است و با در نظر گرفتن تمام شواهد موجود نوشته شده‌است. این سند در بولتن ویژهٔ به شماره ۶۶۵۸/۳۱۲ موجود است.

«در بارهٔ انتساب وزیر دربار شاهنشاهی به فرقهٔ بهائی به استحضار می‌رساند: تا زمان انتصاب امیر عباس هویدا به مقام نخست‌وزیری، در هیچ یک از سازمان‌هایی که وی خدمت می‌نموده به هیچ‌وجه حتی کوچکترین بحث و شایعه‌ای مبنی بر انتساب وی به این فرقه وجود نداشته و در بین دوستان و نزدیکان وی نیز چنین بحث و گفتگویی نبوده‌است. پس از انتصاب وی به این سمت، مخالفین او شایع نمودند که پدرش وابسته به این فرقه بوده‌است.برابر تحقیقاتی که بعمل آمده، پدر هویدا هنگامی که وی و برادرش در سنین طفولیت بوده‌اند، فوت شده‌است. مادر هویدا و افراد فامیل وی مسلمان بوده و می‌باشند، مادر هویدا که به مکه نیز مشرف شده مسلمانی متدین و با تقوی است و فرزندان خود را نیز با تقوی و فضیلت تربیت نموده و دارای خصائل نیکوی انسانی می‌باشند.امیر عباس هویدا هیچگاه منتسب به فرقهٔ بهائی نبوده و به علاوه طبق تعالیم عالیهٔ اسلامی وی را بر یک سنت که از زمان حضرت رسول اکرم (ص) جاری بوده، هر فردی که خود را مسلمان معرفی کند و جملات شهادت... را ادا نماید مسلمان شناخته می‌شود و امیر عباس هویدا طی ۱۵ سال گذشته به مناسبت‌های مختلف پیوسته اعتقاد خود را به دین مبین اسلام صریحا و علنا بیان داشته‌است.»

منبع : ویکی پدیا


برچسب ها: دیدگاه‌های دینی، هویدا، ویکی پدیا،
[ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 08:43 ب.ظ ] [ hoveida ]
نظرات

ازدواج هویدا

امیر عباس هویدا نخست وزیر وقت، روز ۲۹ تیر ۱۳۴۵ در مراسمى با حضور شاه، ملكه و پنج تن دیگر، با لیلا امامى ازدواج كرد. این مراسم بسیار ساده، در ویلاى كوچك نخست وزیر در شمال برگزار شد و سادگى آن مورد استقبال مطبوعات قرار گرفت. اما مخالفان هویدا انگیزه هاى مختلفى براى ازدواج او برشمردند، از جمله گفتند او به قصد خنثى كردن شایعات موجود در مورد همجنس باز بودنش ازدواج مى كند یا قصدش، وصلت با خانواده اى است كه پنج نخست وزیر از آن برخاسته است.

لیلا امامى نوه دخترى وثوق الدوله و فرزند نظام الدین امامى (پسر یك روحانى سرشناس) بود. او در انگلستان و آمریكا تحصیل كرده و معمار شده بود. خواهرش فریده با حسنعلى منصور ازدواج كرد و لیلا در جشن عروسى آنها با دوست صمیمى منصور، امیرعباس هویدا آشنا شد. هویدا همان شب به لیلا دل بست و مدتى بعد به او پیشنهاد ازدواج كرد اما لیلا كه دل در گرو مردى دیگر داشت، پیشنهاد او را رد كرد. مرد مورد نظر لیلا، جوانى آمریكایى بود كه در دوران دانشجویى در لس آنجلس با او آشنا شده بود. عشق لیلا به این مرد سرانجامى نیافت. هویدا و لیلا به واسطه منصور و همسرش مدام یكدیگر را مى دیدند و هویدا در این دیدارها معمولاً به لیلا توجه و احترام نشان مى داد، هرچند لیلا علاقه ویژه اى به او پیدا نكرد.

• دوستى و ازدواج

منصور اواسط اسفند ۱۳۴۲ از سوى شاه مأمور تشكیل كابینه شد و هویدا را به وزارت دارایى منصوب كرد. هویدا در «كانون مترقى» و حزب ایران نوین كه رهبرى آن را منصور به عهده داشت، نقش نظریه پرداز را ایفا مى كرد و شخص دوم محسوب مى شد. او بلندپروازى منصور را نداشت و محتاط تر بود. در این دوران نیز روابط دوستانه هویدا و لیلا ادامه داشت. یك بار در تابستان ۱۳۴۳ اتومبیل حامل هویدا، منصور، لیلا و فریده كه لیلا آن را مى راند در جاده شمال تصادف كرد. پاى هویدا در این حادثه آسیب دید و او مدتى در بیمارستان بسترى شد.

لیلا (كه لابد خود را مقصر مى دانست) در مدت بسترى او در بیمارستان و دوران نقاهت در منزل مدام به هویدا سر مى زد و این فرصتى براى وزیر پركار دارایى فراهم آورد تا ساعت هاى طولانى را با لیلا بگذراند. لیلا در این دوره براى نخستین بار «آقاى هویدا» را «امیر» صدا زد. منصور، روز اول بهمن همان سال در مقابل مجلس هدف تیراندازى محمد بخارایى قرار گرفت و به شدت مجروح شد. او تا روز ششم بهمن در بیمارستان، بین مرگ و زندگى دست وپا زد. همسرش فریده به شدت عصبى و پرخاشگر شده بود و عقیده داشت شاه در ترور منصور دست داشته است. آرام كردن فریده از دشوارترین وظایفى بود كه هویدا در آن چند روز به عهده گرفت.

او عملاً به بیمارستان نقل مكان كرد و تمام مدت آنجا بود. هویدا در مدتى كه منصور در بیمارستان بسترى بود و پس از مرگ او، با آرامش و مهربانى بدخلقى هاى همسر دوستش را (كه گاهى رفتارى توهین آمیز با او داشت) تحمل كرد. چندى بعد خانواده امامى تصمیم گرفت فریده را براى مدتى از ایران دور كند، بنابراین لیلا به همراه فریده و بچه هایش راهى اروپا شد و مدت زیادى آنجا ماند. هویدا كه دیگر نخست وزیر شده بود، ترتیبى داد كه دولت با تصویب مجلس براى خانواده نخست وزیر پیشین مقررى قابل توجهى در نظر بگیرد.

لیلا در اروپا نامه هاى عاشقانه اى از هویدا دریافت مى كرد كه به زبان انگلیسى و با لحن رمانتیك نوشته شده بود. او لحن و شیوه نامه نگارى هویدا را نمى پسندید اما دو سه روز پس از بازگشت به ایران به دیدار او رفت و بى مقدمه به او پیشنهاد ازدواج كرد! هویدا حیرت زده شد ولى فوراً پذیرفت. قرار عروسى را براى هفته بعد در شمال گذاشتند. نخست وزیر ۴۷ ساله ازدواج مى كرد.

• سقوط

لیلا انگیزه خود را براى ازدواج با هویدا، قدرشناسى مى دانست. او و خانواده امامى احساس مى كردند تا حدودى مدیون مهربانى و بردبارى هویدا نسبت به فریده هستند و لیلا كه به تلخى و صراحت شهره بود، پذیرش عشق هویدا را نوعى اداى دین به او مى دانست. اما هویدا براى ازدواج انگیزه هاى متفاوتى داشت. پیش از هر چیز او عاشق لیلا بود. عشق او اگر چه شور و حرارت عشق جوانى را نداشت، دوام و عمق فراوان داشت و این خاصیت، آن را به «دوستى» نزدیك مى كرد. هویدا علاوه بر این، به دلایل روشنى براى ازدواج تحت فشار بود. مدت ها از آغاز دوران میانسالى او مى گذشت.

به یاد مى آورد هنگامى كه منصور در مراسم معرفى كابینه اش به شاه، او را به عنوان وزیر دارایى معرفى كرد، شاه به شوخى گفته بود «باید ازدواج كنید». بعد هم كه نخست وزیر شد، به خاطر مجرد بودنش زیاد متلك مى شنید. سناتور متین دفترى یك بار در مجلس سنا گفته بود نخست وزیر باید زن بگیرد تا با چند و چون مخارج یك خانواده ایرانى آشنا شود. مخالفانش نیز از شایعات مربوط به ناتوانى جنسى یا انحراف او به عنوان ابزارى قدرتمند استفاده مى كردند.

زندگى زناشویى هویدا حدود ۵ سال ادامه یافت. در این مدت هویدا از یك سیاستمدار اصلاح گرا و امیدوار به یك نخست وزیر مأیوس و تلخكام كه كاملاً تحت فرمان شاه بود بدل شد. او چنانكه خود نیز تلویحاً مى پذیرفت به قدرت معتاد شده بود، به رغم سلامت مالى كم نظیر و منش منحصر به فردش، براى حفظ قدرت تن به شرایطى مى داد كه لیلا را عصبانى مى كرد. لیلا كج خلق تر شد و حتى گاهى در حضور دیگران با هویدا بدرفتارى مى كرد.

او كم كم به این نتیجه رسید كه براى حفظ دوستى اش با هویدا، باید از او طلاق بگیرد. بار دیگر بدون مقدمه این پیشنهاد را مطرح كرد و باز هویدا حیرت زده شد. مدتى بعد او هم نظر لیلا را پذیرفت و اوایل سال ۱۳۵۰ تشریفات طلاق انجام شد. دوستى هویدا و لیلا البته، ادامه یافت و گل اركیده معروف روى یقه نخست وزیر، هدیه اى بود كه هر روز لیلا برایش مى فرستاد. هویدا همیشه مى گفت: لیلا از من جدا نشد، نخست وزیر را طلاق داد.


منبع : www.aftabir.com


 


برچسب ها: ازدواج هویدا، هویدا، ازدواج،
[ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 08:36 ب.ظ ] [ hoveida ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


مرگ بر آمریکا

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :